27- اعترافات صريح رهبران بهائي به طبيعي و عملي بودن طول عمر انسان
۱- ميرزا حسينعلي در صفحه 5 و 7 كتاب ايقان راجع به حضرات نوح و هود مي نويسد :
«ازجمله ي انبياء، نوح بود كه 950 سال نوحه نمود و عُباد را به وادي ايمن دعوت فرمود و اَحدي او را اجابت ننمود ودرهر يوم به قدري ايذاء و اذيت بر آن وجود مبارك وارد مي آوردند كه يقين بر هلاكت او مي نمودند ...... و بعد از نوح ، جمال هود از مَشرق اِبداع مُشرق شد و قريب ۷۰۰ سنه اَو اَزيَد به اختلاف اقوال ، مردم را به رضوان قرب ذي الجلال دعوت نمود و چه مقدار بلايا كه به مثل غيث هاطل بر آن حضرت باريد.»
جائي كه حضرات نوح و هود با وجود بلاياي فراوان و صدمات بي شمار ، بيش از نهصد و پنجاه يا هفتصد سال بتوانند عمر كنند ، كهنسالي حضرت مهدي در محيط مناسب و دور از آزار و اذيت مردم و تحت قدرت و مشيت الهي چه ايرادي مي تواند داشته باشد ؟
۲- ابوالفضل گلپايگاني مبلغ مشهوربهائي درپاسخ نورالدين هندي از عمردراز حضرت نوح پيامبر عباراتي جالب دارد كه ترجمه ي آن ها اين است (از كتاب دُرَرُالبهيه صفحه۶و۷) :
«پس روشن است ، هركس كه به درستي و حقانيت رسالت نبي معظم اسلام معتقد باشد و قرآن كريم را كتاب آسماني بداند به ضرورت بايستي به تمام آنچه دراين كتاب بزرگ آمده و درستي آنها عقيده مند گردد، چه آن مضامين به فهم مردم نزديك يا بعيد باشد به شرط آنكه عقل سليم و برهان صحيح بر امتناع آن گواهي ندهد . كسيكه كمترين آشنائي به موازين عقلي و براهين منطقي داشته باشد مي داند كه علت انكار طول عمر ، استبعاد عادي است نه امتناع عقلي ، زيرا كمترين دليل قطعي بر عدم امكان عمر دراز بيشتر از آنچه در اين اعصار ديده مي شود نيست ..... و عاقل خردمند به مجرد استبعاد ، برخلاف حكم قرآن شريف سخن نمي گويد زيرا كه قرآن كتابي است جدي و قاطع و هرگزشوخي بردار نيست.»
با وجود اين قرائن و مدارك روشن ، اميد است كه ديگر بهائيان ، كهنسالي و جوان زيستي حضرت مهدي را دستاويز اِنكار آن حضرت قرار ندهند و خود را از پذيرش حق و حقيقت به دور ندارند .
