تبليغاتX
مدعيان مهدويت

مدعيان مهدويت

ازصدراسلام تاقرن حاضر

26- اشکال تراشی بهائیان در مورد طول عمر حضرت مهدی (عج) (بخش دوم )

لوح جابر

 تنها ((باب )) نیست که اعترافات روشن و آشکارا بر قائمیت حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج) دارد بلکه رهبران بهائیت هم بر این حقیقت معترفند:

 مهمترین روایتی که پیشتازان فرقه بابیه وبهائیه آنرا تائید کرده اند حدیث لوح جابر است که بنام لوح حضرت فاطمه علیها سلام هم معروف و مشهور است .

 

 لوح جابر چیست ؟

 لوحی که بعدها به لوح یا حدیث جابر شهرت یافت لوحی است که خداوند با اهداء  آن به آخرین سفیر خویش اوصیاء و جانشینان آن بزرگوار را به همگان معرفی و اعلام کرده است .

 حضرت زهرا (س) می فرماید : پدر گرانمایه ام آن لوح را به من عنایت فرمودندتا بدینوسیله بشارت داده و مرا به داشتن چنین فرزندانی شاد کرده باشند .

 سپس می فرماید : در آن لوح نام پدرم و همسرم ونور دیدگانم و جانشینان فرزندم حسین (ع) نقش بسته بود ...

 جابر بن عبدالله انصاری نخستین کسی است که لوح را دیده و با کسب اجازه نسخه برداری کرده است .

 لذا در کتابهای روایتی شیعه – نظیر کتاب اصول کافی و بحارالانوار و امثال آن ،

 لوح جابر – جلوه گری خاصی دارد و به نام حدیث یا لوح جابر مشهور شده است .

 

در این لوح نام ائمه اطهار (ع) یکی پس از دیگری با مشخصات قابل توجهی آمده است تا اینکه می رسد به نام شریف امام دوازدهم (ع) که میفرمایند :

 ((...وَاَکَمِلُ ذلِکَ باِبنِهِ (مـ حـ مـ د) رَحمُةً لِلعالَمینَ عَلَیهِ کَمالُ موُسی وَبَهاءُ عیسی وَ صَبرُ اَیوبِ...))

 ترجمه : ((واین سلسله امامت را به پسر او (مـ حـ مـ د) کامل گردانم که بر جهانیان رحمت است ، او دارای کمال موسی و روشنی عیسی و صبر ایوب است ...))

 

تائید لوح جابر

 همانطور که ذکر شد ((باب )) درصفحه 47 کتاب دلائل سبعه خود حدیث لوح جابر را نقل کرده است علاوه بر او میرزا حسینعلی بهاءالله در صفحه 190 کتاب ایقان و شوقی افندی در صفحه 53 کتاب قرن بدیع جلد 2 حدیث لوح جابر را نقل نموده و مورد تائید و تصویب قرار داده اند .

 

تحریف میرزا حسینعلی بهاء !!!!!!!!

 آقای میرزا حسینعلی بهاء الله نوری مازندرانی پس ازآنکه لوح جابر را تائید میفرمایندبا تحریفاتی ناروا به نقل آن می پردازند از آن جمله اینکه : صدر لوح – که شامل نام مبارک پیامبر عظیم الشان اسلام و یکایک ائمه طاهرین به ویژه معرفی و ذکر مشخصات حضرت محمدبن

 الحسن العسکری قائم موعود اسلام است– بدست مبارک !! آقای میرزا حسینعلی تقطیع (ایقان 199 صفحه ای صفحه 190 )میشود و از ذکر آن خودداری میفرمایند یعنی از تمام لوح فقط به چند  جمله آخر آن اکتفا مینمایند تا بتوانند در سایه حق ، باطل خود را دنبال کنند و بجای حضرت محمد بن الحسن العسکری (ع) که لوح بنام و نشان آن بزرگوار صراحت کامل دارد آقای میرزا علیمحمد باب پسرمیرزا رضای شیرازی را معرفی نمایند !!

 نکته بسیار جالب  آنکه : آقای میرزا حسینعلی همین روایت و نظائرآن را که بدست و قلم خود تحریفش کرده اند مهمترین ومحکمترین دلیل !! برقائمیت ((باب)) بشمارآورده و از ایمان نیاوردن مسلمانان اظهار تعجب وحیرت نموده میفرمایند  :

 ((... باری تحیر است از عباد که چگونه با این اشارات واضحه لائحه از حق احترازنموده اند !؟

 ( کتاب ایقان میرزا حسینعلی صفحه 196))

 

مشت نمونه خروار است

 حال که خوانندگان محترم با سبک استدلالات آقای میرزا حسینعلی بهاء الله آشنا شدند میتوان گفت که :اکثر بلکه تمام دلائل رهبران بهائیت یا تقطیع است یا تحریف است و یا جعل !!!

 افسوس که سخن به درازا می کشد و بنای ما در این گفتار بر اختصار است وگرنه با آوردن نمونه های دیگری از امانت و صداقت این مدعیان !! مطلب جالبترمی شد !! ولی به حکم : در خانه اگر کس است یک حرف بس است سخن را کوتاه کرده و به مشت که نمونه خروار است قناعت کردیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 21:5  توسط محمد  | 

25- اشکال تراشی بهائیان در مورد طول عمر حضرت مهدی (عج) (بخش اول )

 بهائیان  با ادعای این که ایمان و اعتقاد به اصل (( قائمیت اسلام )) دارند ولی به منظور حفظ موقعیت رهبرشان بر واقعیت  طول عمر که با دلائل کافی و روشن علمی در جهان امروز اثبات شده ، خط بطلان کشیده و به اشکال تراشی پرداخته، به بهانه عدم امکان طول عمر می کوشند که شخصی به نام میرزا علی محمد فرزند میرزا رضای بزاز شیرازی را به جای قائم موعود اسلام حضرت حجة بن الحسن (ع) معرفی کنند !

 

اعتراف ((باب )) به طول عمر

 میرزا علیمحمد ((باب )) در اکثر آثارش اعترافات بسیار جالبی بروجود ،حیات ، غیبت و به ویژه طول عمر امام دوازدهم شیعیان حضرت حجت (عج) دارد که بر خواننده اتمام حجت می کند و جای هیچگونه شک و ابهامی باقی نمی گذارد.

 

لطفا توجه فرمائید :

 حضرت محمد بن الحسن (ع) زنده است

 ((باب )) در کتاب تفسیر سوره بقره خود می نویسد :((اِن آلَ الله سلام ُ الله ِعلیهم فی رتبَةِ جسمهِمُ الظاهِرَة اقوی جِسمُهُم مِن اَفئِدَة الجِنانِ لَولا یَقتُلُهُم اَحَدٌ لا یَموُتُونَ لِاَنَ اَجسادَهُم کانَت مُعتَدِلَةً وَلاغ یَجری التَغَیُرُِ لَهُم کَما یَکوُنُ ذالِکَ الحُجَة مُحَمَدُ بنُ الحَسَن ِ حَیًا )) ترجمه : ((براستی اهل بیت عصمت –درود خدا بر آنان باد –در مقام ظاهر ، جسمشان از دلهای بهشتیان قویتر است چنانچه کسی ایشان را نمی کشت نمی مردند چه ، بدن آن بزرگواران دارای اعتدال است و دگرگونی در آنان راه ندارد همچنانکه حجت خدا حضرت محمد بن الحسن (ع) زنده است .))

 

شگفتی در چیست ؟

 ((باب )) آثار مزبور را در سال (1260 هـ . ق ) تالیف کرده است . و از طرفی می دانیم که حضرت حجت (ع) در سال (255 هـ.ق ) قدم به عرصه گیتی نهاده اند .لذا با یک نتیجه گیری منطقی و ساده به این حقیقت غیر قابل انکار می رسیم که در سال (1260 هـ.ق ) از عمر شریف حضرت حجة بن الحسن علیه السلام یکهزار و پنج سال می گذشته است .

ولی شگفتی ما در این است که پیروان ((باب )) حکم کاسه از آش داغتر را به خود گرفته نه تنها توجه به نظر دانشمندان علم زیست شناسی و قوانین طبیعت وواقعیات تاریخی ندارند بلکه به اعتقادات و اعترافات  رهبر خودشان هم اعتنا ندارند و می گویند : ((چگونه ممکن است یک نفر هزار سال عمر کند؟))و می توان گفت که : در اینمورد و برخی موارد دیگر رهبر خود را هم قبول ندارندو پذیرای سخن او نیستند وواقعا هم جای شگفتی است !!

 

لوح جابر

 

ادامه دارد ..................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 23:31  توسط محمد  | 

24- ادعای قائمیت میرزا علی محمد باب :

طبق مدارک متعدد میرزا علی محمد از سال ۱۲۶۰ هجری قمری در 25سالگی تا سال ۱۲۶۴ تنها ادعای بابیت کرد ، و در اواخر سال ۱۲۶۴ ادعای قائمیت نمود، یعنی اظهار داشت که من همان حضرت قائم ومهدی و امام زمان هستم .

 میرزا جانی بابی در کتاب نقطه الکاف ، در صفحه 252، شرحی در این باره دارد که خلاصه آن این است:

 (( سید باب چوت تبعید شد ادعای قائمیت کرد ))  

( و بنا به نقل فاضل مازندرانی در ظهور الحق ، صفحه 73، تبعید باب به چهریق در اواخر سال 1264 بوده است .)

 ابوالفضل گلپایگانی (مبلغ به اصطلاح عالم بزرگ بهائیان ) در کتاب کشف الغطاء ، صفحه 341سطر 20 می نویسد:

 (( باب در ماکو پرده  از روی کار برداشت و نداء قائمیت و ربوبیت شارعیت داد .))

 

 آیتی در کتاب الکواکب الدریه می نویسد:

باب نزد خانه کعبه داعیه خود را علنی نموده بدین نغمه بدیعتا تغنی نمود :

 ((انا القام الذی تنتظرون ؛ من همان قائم هستم که انتظار اورا می کشید.))

 

 نیز میرزا جانی در نقطه الکاف ، صفحه 208، سطر 14 می نویسد:

 (( سنه پنجم نقطه قائمیت در هیکل حضرت ذکر ، ظاهر شد و سماء مشیت گردید .))

 

 فاضل مازندرانی درکتاب ظهور الحق ، صفحه 173، می گوید ؛ سید باب به ملاعبدالخالق یزدی می نویسد :

 ((انا القائم الذی کنتم بظهوره تنتظرون ؛ من قائمی هستم که در انتظار ظهورش هستید .))

 

 اشراق خاوری  در کتاب تلخیص تاریخ نبیل ، در صفحه 317، می نویسد :

 (( درشب دوم پس از وصول (باب )به تبریز حضرت باب جناب عظیم (ملاعلی ترشیزی خراسانی که از مقربان باب بود و حتی در مسافرت ها و تبعیدها از باب جدا نمی شد ) را احضار فرمودند ، و علنا در نزد او به قائمیت اظهار نمودند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 19:57  توسط محمد  |